|

بیژن نجدی
نفت
کوهپایه های ذغالی البرز
دهلیزها
چراغ های
پیشانی
ریل
تزریق انسان در ماهیچه ها ورگ های زمین
هیدروژن
5
گوگرد 7
کربن 6 تا 9 درصد
در کوهپایه
های ذغالی البرز
با رویای الماس
مردانی
هستند که می گذرند
نفت
دگردیسی انسان است و جانوران
ذغال
تکامل برگ گیاهان است
سهم
ایران ار کل نفت جهان
صدی ده و یک
پس روزی
من یک قطره نفت خواهم شد
و تو
درخت آلبالو ذغال خواهی شد
چندان که
روح من و
رویای آلبالو
در بالایی
ابر گرفته البرز
عاشقانه
آبی
خواهد
ریخت بی سرنوشت زمین
به دور
از دشمرگی اعداد
بیست و
شش پیراهن از الیاف مصنوعی
شش بشقاب
پلاستیکی
ده
جفت جوراب نایلون
دو هزارو
صد و بیست و یک عدد شامپو
یعنی
انار باز شده بر کتف کودکان خرمشهر
یا انار
دانه دانه شده بر پوست و سینه سربازان
پس
بگذارید پرندگان ما گریه کنند
در کوهپایه
های ذغالی البرز
و زنان
آه بکشند
در کوهپایه
های ذغالی البرز
و مردان
کبریتی بیفروزند
در
جهانی که حجم گاز را تا
دو
هزارو سیصد و هفتاد و دو تریلیون پای مکعب حدس زده اند
که نه
چراغ های پیشانی آنگاه
نه ریل
آنگاه
دهلیزهای
سکوت
فقط
دهلیزهای سکوت
|