korush hamekhani mehrdad arefani مهرداد عارفانی jazma www.jazma.org havaye tazeh deklameh دکلمه music iran :link, :visited, :hover, :active

   
پیام های شما بیو گرافی

چند شعر

نقد تماس صدا و شعر صفحه اصلی
   

 

 

 

 

 
شش  شعر

اگر نامه ام به تو نرسید
 دل تنگ مباش
به نامه رسان شک دارم
 
اینجا حال همه
هه هه 
 همه را گرفته ایم 

درهوای غلیظ دود
به جهنم
چشم
 چشمی نمی بیند
 
جایی برای نفس کشیدن پیدا کنید!
 
از رویداد هر لحظه ی عزیزان که بگذریم
خبرها فقط سلام وهوا کمی..
.ببخشید ساعت چند است ؟




2

پیاده بر می گرد د
با غروب و
کیسه ای آرد
 
کنار اصطبل
در حسرت اسب

3

     اتاقم را تنها می گذارم
با تمام خاطره ها ی اش
اما
پنجره اش را با خود می برم
تا آوازها ی ام را
به کوچه ای تازه بریزم
 

4

بر پیراهنت دست می کشم
نبض تو می زند
پس کجایی
نمی بینمت
 
 
یادم می آید
شعر می سرود م
که تو رفتی
و همین بهانه ات بود
 
روزی دوباره باز خواهی گشت
بی بهانه شعر مرا خواهی خواند
و بر پیراهنم دست خواهی کشید
نبض من خواهد زد
اما مرا نخواهی دید

5

خورشید
عرق ریزان
از دیوار تاریک بالا می کشد
سراغ گم گشته اش را می گیرد
 
به آخرین کلبه می رسد
تق تق
تق تق
 
ماه بی روسری
از لای در نگاه می کند
 
خانم سلام
آمده ام بگویم
آن قدر  برای ا ت سوخته ام
که حالا  برای ام بتابی

6

سايه ات روي رخت آويز
بوي لباس ها يت در کمد
صورت خيس تو در هوله جا مانده بود
 
بيرون از خانه
دلم شور مي زد
خيابان از تن باران
گريه مي کرد
زير چتر
دستي روي دستش افتاده بود
 
سايه اش را از رخت آويز برهنه کشيدم
 بوي گريه و جيغ پيچيد
 
صورت خشک و تاريکش را
ميان هوله مچاله کردم
آرامشي از گونه ام چکيد
 
با دست ها ي شفاف
کمد را گشودم
نفتالين بوي عروس را برده بود


 



 

 

 



 

arefani@hotmail.com   

Copyright © 2004