Mehrdad Arefani
آزمايشگاه
در اتا قک شيشه ای می چر خد
در دايره های کوچک
نمی ترسد از محا صره
لبا سهای سپيد
عينک
نه اعتماد ٫نه ترديد
در اتا قک شيشه ای عاشق شد
به اتاقک شيشه ای روبرو
صدای يکديگر را نمی شنوند
ای کاش می توا نست پا هايش را بجود
برای آنکه بگريزد از اين سوراخ