Mehrdad Arefani
فاصله ها
تموم پنجره ها رو وا کنين
چی بگم يه جور ديگه نيگا کنين
ديگه قصه های ما جون نداره
تو رگاش سه قطره خون نداره
قصه ما شده مثل بوف کور
آرزوها همه شد زنده به گور
عروسک تو انباری خاک می خوره
لباسای زرزريش چاک می خوره
صدفا دريا رو بونه می گيرن
ما هيا تو حوض کاشی می ميرن
حوضا بی ماهی مث کوير می شن
ماهيا دودی می شن اسير می شن
اون سواری که ميومد توی شهر
مثل اينکه شده با بچه ها قهر
بدتون نياد سگا ساده ترن
خيلی از آدما افتاده ترن
کسی فکر تازه تو سر نداره
شعر مهربونو باور نداره
گل مصنوعی تو گلدون می کارن
گلدونا رو سر ميدون ميذارن
گل مصنوعی صفايی نداره
واسه هيچ دردی دوايی نداره
کاش ميشد غم ها رو نقاشی کنم
ابرو از آينه فراشی کنم
شبا گرگم به هوا کيف داره
آدمو ياد قديما مياره
کاش می شد فا صله ها کم می شدن
گرگا بعد از بازی آدم می شدن
آدمک برفی رو ما سا خته بوديم
تو خيا بون اونو پرداخته بوديم
دونه های هندونه ستاره بود
دلا با هم ولی پاره پاره بود
شب يلدا يه شبش مزه داره
آخه هر چيزی يه اندازه داره
شب ما سنگ تمومه می دونم
اينو از چشمای مردم می خونم
کشتی های کاغذی جنگی نبود
درو ديوارای ما رنگی نبود
با يه چکمه يه زمستون می شکست
گل خنده رو لبامون می نشست
جشن ما با حلبای پاره بود
واسه دلتنگی ما يه چاره بود
ماهی تنگ بلورو می خوامش
اون روزای خيلی دورو می خوامش
گردوهايی رو که با ختم می خوامش
هر چی کاردستی که ساختم می خوامش
مشقامو خودم ميخوام خط بزنم
عکسا رو از تو کتابا بکنم
يادمه زنگ حساب و هندسه
می پريدم رو ديوار مدرسه
همه دس به کيف اصغر ميزدن
با کتاب تو سر اکبر می زدن
کارت آفرين فقط يه تله بود
هميشه تو دست صادق کله بود
تخمه زير ميز شکستن يادمه
زيپ شلوارو نبستن يادمه
يادمه خوب يادمه خوب يادمه
کتک با فلک و چوب يادمه
دوس دارم قيصر و بازم ببينم
يه بليط دارم هزار بار بشينم
حالا توی غربت پنجره ها
می خونم با صدای زنجره ها
کلکه آی کلکه آی کلکه
اونی که باغو گرفت متر سکه
زمينا سند مند می خوان چکار
می ميرن خاطره ها پشت حصار
جنگ ما با تيرکمون چوبيه
شيشه همسايه چيز خوبيه
جنگ ما جنگ زبون درازيه
خطرش کمتره مثل بازيه
توپ بادی واسه ما کی می خره
کی ما رو تو تيم ملی می بره
دلمون خوشه به قهرمون شدن
با مدال حلبی نشون شدن
تيم ما تيم محله پله
چه کنيم دفا عمون خيلی شله
عطر نون تازه توی کوچه ها
تپش نور روی آلوچه ها
پرش از ديوار باغ آشتالو
ترکه خوردن جای آلبالو
شيرجه رفتن تو آب رودخونه ها
هيش هيش اردکا توی لونه ها
تموم پنجره ها رو وا کنين
چی بگم يه جور ديگه نيگا کنين
يکی بايد بياد و تو کوچه ها
بتونه بازی کنه با بچه ها
يکی بايد برسه به داد من
بگيره شعرمو از مداد من
شبا توی کوچه ها جار می کشن
سيم خاردار روی ديوار می کشن
هيشکی بارون رو نمی فهمه ديگه
گنج قا رون رو نمی فهمه ديگه
واسه شيرين کاريا تنگه دلم
واسه شعر پريا تنگه دلم