Mehrdad Arefani
صبر كنيد
سايه ها را به التماس روی سنگ
سايه ای ديگر می نشاند
سايه ای ميرود با باد
باد سخت
ريخته بر پوست
پوست
پوست شکسته بر سنگ
رنگ را به بازی می گيرد
با رنگ ٫رنگ را رنگ می زند
به تماشا روی سنگ
سنگ را روی سنگ می شکند
بيا
پياده شويم از اين قطار
قطار نه
هواپيما
نه
ماشين
نه
صبرکنيد
همين بنز قديمی
مرا می برد می رساند٫باور کنيد.