-
سارایوو
-
برای هدیه و
عاشقانه هایش
-
-
-
-
بر پله های هوا پیما نبودی
-
سراپایت اما بوسه بود
-
من
-
در ترس قدم می زدم بر آسمان تهران
-
و آفتاب بر فرودگاه وشیشه ها
-
گاهی
بود گاهی نبود
-
آنجا کسانی شبیه تو گذشتند
-
که تو نبودی
-
آسمان تهران دور می شود
-
با نئون ها ودودها و خانه های در همش
-
سپیدی ابرها چهل درجه زیر صفر
-
حالا کسی شبیه تو در ابرها قدم می زند
-
می خواهم بپرم بیرون
-
در آغوشش بگیرم
-
ابرها در هم می شوند و
-
شبیه تو گاهی هست
-
گاهی نیست
-
در هم می شوند و باز گشوده می شوند
-
دستانم را روی لب ها گرفته ام که تو را ببوسم
-
سرخی آفتاب براستانبول
-
اکتبر را به جای تقویم من نشانده است
-
ساعت ها به هم می ریزند
-
زبان ها به هم می ریزند
-
لبا س ها به هم می ریزند
-
موهای طلایی
-
اندام های برهنه
-
توریست ها
-
چمدان های تو را در خیا ل جابجا می کنم