پیام های شما صفحه اصلی
   
 

         

 

         
 
سارایوو   
 برای هدیه و عاشقانه هایش

 

 
بر پله های هوا پیما نبودی
سراپایت اما بوسه بود
من
در ترس قدم می زدم بر آسمان تهران
و آفتاب بر فرودگاه وشیشه ها
 گاهی بود   گاهی نبود
آنجا کسانی شبیه تو گذشتند
که تو نبودی
آسمان تهران دور می شود
با نئون ها ودودها و خانه های در همش
سپیدی ابرها چهل درجه زیر صفر
حالا کسی شبیه تو در ابرها قدم می زند
می خواهم بپرم بیرون
در آغوشش بگیرم
ابرها در هم می شوند و
شبیه تو گاهی هست
گاهی نیست
در هم می شوند و باز گشوده می شوند
دستانم را روی لب ها گرفته ام که تو را ببوسم
سرخی آفتاب براستانبول
اکتبر را به جای تقویم من نشانده است
ساعت ها به هم می ریزند
زبان ها به هم می ریزند
لبا س ها به هم می ریزند
موهای طلایی
اندام های برهنه
توریست ها
چمدان های تو را در خیا ل جابجا می کنم
 
.............................................................................................................................................................................

arefani@hotmail.com   

Copyright © 2004