|
شقایق
زعفری
امروز دهمین جلسه است
چشمهایی گرد شده از
وحشت
دستهایی چسبیده
میزی گرد
احضار می کنیم
ارواحی مقدس
شیاطین
احضار می کنیم
ما دیدیم
بوی شقه شقه شدن
بوی بمب
بوی خون
بوی جفتهایی خیانت
کرده
بوی افتادن
بوی لاشه ای میان
دهان
بوی زمین
بوی پاشیده شدنم روی
کاشیهای آشپزخانه
طرح دستهایم روی
یخچال
و جنینی پیچ خورده
میان رحم با دستهایی مشت کرده
زاییده می شوم
پسری میان پستانهای
فشرده از شیرم
می مکد و احضار می
شود
احضار می شود و می
مکد
لالایی می خوانم
دنیا
میان پستانهایم می
خوابد.
|